کلبه ی تنهایی من |
|
من بی تو یه ناتمومم من بی تو یه نیمه جونم دور از تو ،نذار بمونم من بی تو ،نه نمی تونم ای عشق راه دورمن شکست دل مغرور من حادثه رفتن تو بود مهم نبود غرور من مهم نبود شکستنم به پای تو نشستنم مهم تو بودی عشق من نه قصه ی دل بستنم جای تو آغوش منه این معنی دوست داشتنه رفتی و خاطرات تو قلبم و آتیش می زنه اشکام به وقت رفتنت عذاب تلخ باختنت ارزشش و داشت عشق من معجزه ی شناختنت مهم نبوده سوختنم دور از تو پرپر زدنم به افتخار عشق تو می گم که بازنده منم من بی تو یه ناتمومم من بی تو یه نیمه جونم دور از تو نذار بمونم من بی تو ،نه نمی تونم من بی تو یه بی نشونم من بی تو رو به جنونم دور از تو نذار بمونم من بی تو نه نمی تونم
+نوشته شده درجمعه بیستم شهریور 1388ساعت 22:24 توسط آرش |
بگید بباره بارون دلم هواشو کرده بگید تموم شدم من بگید که بر نگرده بهش بگید شکستم بهش بگید بریدم نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم برهنه زیر بارون خراب و دربو داغون از آدما فراری از عاشقا گریزون بذار کسی نبینه غرور گریه هامو بذار کسی نفهمه غم تو خنده هامو یه داغ سخته سختم یه باغ بی درختم نفرین بگید به عمرم سیاه روز بختم
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
+نوشته شده درشنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:10 توسط آرش |
+نوشته شده دریکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 18:19 توسط آرش |
+نوشته شده درشنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 9:42 توسط آرش |
+نوشته شده دردوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 21:42 توسط آرش |
+نوشته شده دریکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:20 توسط آرش |
+نوشته شده دریکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 14:37 توسط آرش | چشاي باروني من ديگه طاقت نداره بدونه تو حتي يه دفعه پلكهاش و رو هم بزاره
(¯`·¸•´¯)(¯`·¸•´¯)(¯`·¸•´¯)(¯`·¸•´¯)(¯`·¸•´¯)
+نوشته شده دریکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 7:56 توسط آرش |
هيچگاه کسی رو نا اميد نکن چون ممکنه اميد تنها چيزی باشه که اون داره...
+نوشته شده دریکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 7:26 توسط آرش |
+نوشته شده دریکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 7:6 توسط آرش |
+نوشته شده دریکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 6:28 توسط آرش |
دردی که دارو نداره به تو مرهمی نداره
+نوشته شده دریکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 4:41 توسط آرش |
+نوشته شده دریکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 3:53 توسط آرش | 𺰘¨ سللللللللللللللللللللللللللام 𺰘¨ وااااااااااااااااااااااااااااااااااي كه چقده خسته شدم 𺰘¨ 𺰘¨ 𺰘¨ و به شدت اعتياد آور ... 𺰘¨ من برم.راستي يه نظر بديد بد نيستا 𺰘¨ هرچند من كلبه ي تنهاييم رو واسه دل تنهاي خودم ساختم 𺰘¨ 𺰘¨ و اين اولين وبلاگمه تو سرتا سر عمرم¨˜°ºð 𺰘¨ ( 𺰘¨ ناگفته نمونه¨˜°ºð 𺰘¨ نظر شمام شرطه ...¨˜°ºð 𺰘¨ با آرزوي موفقيت واسه همه ي آدماي روي اين كري خاكي و عجيب ...
+نوشته شده درشنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 14:41 توسط آرش |
+نوشته شده درشنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:46 توسط آرش |
________**L**___________****L*** _______
+نوشته شده درشنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 8:47 توسط آرش |
+نوشته شده درشنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 7:21 توسط آرش |
I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU
I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU
+نوشته شده درشنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 7:12 توسط آرش |
+نوشته شده درشنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 4:4 توسط آرش | ღ♥ღ دیگه حتی دلم از دوری چشمات نمی گیرهღ♥ღ ღ♥ღ حتی اون گل های زیبای محبت بی نگاهت نمی میرهღ♥ღ ღ♥ღ دیگه قلبم مثل دریا آبی و صاف و زلال نیستღ♥ღ ღ♥ღ توی این دل ذره ایی مهر و وفا نیستღ♥ღ ღ♥ღ دیگه اسمت توی ذهنم آشنا نیستღ♥ღ ღ♥ღ دیگه فریاد سکوتم با صدایی همنوا نیست ღ♥ღ ღ♥ღ دیگه کوچه خو گرفته با صدای جای پایم روی برگ هاღ♥ღ ღ♥ღ منم و یه قلب تنها.ღ♥ღ
+نوشته شده درجمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 22:35 توسط آرش | کاشکی هیچ وقت قصه ی منو تو اغاز نمی شد
که ترانه هام همه با غصه هم ساز نمی شد
این دفعه عهدم و بستم که دیگه عاشق نمی شم
دیگه با هیچ ادمی هم دل و صادق نمی شم
منی که یه لحظه از قهر چشات می مردم
حیف غصه هایی که برای عشق خوردم +نوشته شده درجمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 21:12 توسط آرش | سلام به کلبه ی تنهایی خودم خوب اینم از سارای قصه ی ما امد... اما دیر امد چون تو این چند روزه خیلی چیزا یاد گرفتم نمونش اینکه نباید الکی به کسی دل بست حالا هرچی بود تموم شد البته امیدوارم... از خدا می خوام کمکم کنه واسه سارای قصم آرزوی خوشبختی و موفقیت میکنم... و اما میخوام تو سایت چندتا آپ بزارم یا علی
+نوشته شده درجمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 20:44 توسط آرش | خوب اینم از امروز دارم میرم بخوابم امروزم از سارا خبری نشد گوشیش هنوز خاموشه فکر میکردم دوسم داره اما با این اوضاع فکرم اشتباه بوده اما شاید .......... بگزریم برم لالا به امید اون روز که همه ی عاشقا به هم برسن یا علی +نوشته شده درجمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 7:37 توسط آرش |
در کلبه تنهایی من چیزی جز انتظار نیست . دیوار های کلبه ام دیگر واژه های انتظار را خوب نمی فهمند . پنجره کلبه ام به روح پاییزی عادت کرده است و می داند ، از اشکهایم می فهمد که انتظارم برای کیست . نیلوفر های کنار پنجره ام برای آمدنت دست دعا بلند کرده اند . کبوتر سفید بام کلبه ام می داند انتظار تو را می کشم . می رود تا شاید خبری را برایم بیاورد ولی هرگاه باز می گردد در چشمانش سنگینی غمی را حس می کنم ، چیزی نمی گوید و پر می کشد . می داند اگر بگوید خبری از مسافر تو نبود اشک هایم سرازیر می شوند . من به شقایق هایم آب نمی دهم آنها با اشکهایم پرورش یافتند . آسمان را خبر کردم که هرگاه پرتو های عشقت را به من تابیدی آفتابی شود ولی سالهاست که آسمان دهکده ام ابری است و می بارد . ای بهار زندگیم ! بیا ، بیا تا پنجره ام از من خسته نشده ، بیا تا گلهایم با من قهر نکرده اند . بیا تا کبوترم حرفی برای گفتن داشته باشد ، بیا تا آسمانم آفتابی باشد ، بیا و به این انتظار پایان ده . +نوشته شده درجمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 7:28 توسط آرش |
+نوشته شده درجمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 3:39 توسط آرش | نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند +نوشته شده درجمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 3:8 توسط آرش |
+نوشته شده درجمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 2:41 توسط آرش |
+نوشته شده درجمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 0:48 توسط آرش |
سلام خیلی دلم گرفته جوری که بغض گلومو گرفته خونه تنهام کسی نیست که باحاش حرف بزنم اومدم کلبه ی تنهایی خودم میخوام حرف بزنم حرف اینکه چرا من اینقده تنهام چرا تا مییام به کسی دل ببندم جاش تنهایی نصیبم میشه میگن رسمه دنیا همینه لعننننننننننننت به این دوووووووونیا... +نوشته شده درپنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 23:22 توسط آرش |
+نوشته شده درپنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 23:4 توسط آرش | |
آی خدا دلگیرم ازت پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 آرشيو موضوعي گالری عکسای عاشقونه پيوندها طراح قالب |