کلبه ی تنهایی من (arashღ♥ღsara)
می دونی!
کارت عاشقونه در ادامه مطالب...
بين ما هرچی بوده تموم شده گلي كه دست تو چيده پيش رومه - ––––•(-• TÃÑHÂI•-)•–––– - آدما آدما از آدما زود سير ميشن - ––––•(-• TÃÑHÂI•-)•–––– - اون منم - ––––•(-• TÃÑHÂI•-)•–––– - قصه وفا
به خاطر آور که آن شب به برم گفتی که:بی تو ز دنیا بگذرم کنون جدایی نشسته بین ما پیوند یاری شکسته بین ما گریه می کنم با خیال تو به نیمه شب ها رفته یی و من بی تو مانده ام غمکین وتنها بی تو خسته ام دل شکسته ام اسیر دردم از کنار من می روی ولی بگو چه کردم؟ رفته یی و من آرزوی کس به سر ندارم قصه ی وفا با دلم مگو باور ندارم
متن کامل ترانه های گوگوش در ادامه مطالب...
چشم `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´ دستای تو ياد تو هرجاکه هستم بامنه داره عمره منو آتيش ميزنه حالا اون دستا کجاست اون دوتا دستای خوب `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.· فرياد زير آب چه در يايی ميان ماست …. خوشا ديدار ما درخواب
اگر خوابم اگر بيدار …. اگر مستم اگر هوشيار `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´ بوي گندم تويي اين مسافر شيشه يي شهر فرنگ پوستم از جنس شب ‚ پوست تو از مخمل سرخ بوي گندم مال من هر چي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو من به فكر يه اتاق اندازه ي تو واسه خواب تن من خاك منه ساقه ي گندم تن تو بوي گندم مال من هر چي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو آدمهاش ترمه قبا شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا تن من ريشه ي سخت تپش عكس يه قلب مونده اما رو درخت يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو نبايد مرثيه گو باشم واسه خاك تنم تن من دوست نداره زخمي ي دست تو بشه حالا با هر كي كه هست هر كي كه نيست داد ميزنم يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو بي همگان به سر شود داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود بي تو براي شاعري واژه خبر نمي شود فكر رسيدن به تو فكررسيدن به من از تو به خود رسيده ام اين كه سفر نمي شود بي همگان به سر شود بي تو به سر نشود داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود دلم اگر به دست تو به نيزه اي نشان شود براي زخم نيزه ات سينه سپر نمي شود پنجره جز به بغض تو ابري و تر نمي شود بي همگان به سر شود بي تو به سر نشود داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود خنده ي خسته بودنم زنگ خطر نمي شود حادثه ي يكي شدن حادثه يي ساده نبود مرد تو جز تو از كسي زير و زبر نمي شود داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود به فكر سر سپردن ام به اعتماد شانه ات گريه يي بخشايش من كه بي ثمر نمي شود ا كه جز به رنگ تو دگر سحر نمي شود بي همگان به سر شود بي تو به سر نشود `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´ وقتي كه گل در نمي آد كوه و بيابون چي چيه ؟ وقتي كه بارون نمي آد اين همه ناودون چي چيه ؟ حالا تو دست بي صدا قصه ي مرگ عاطفه خوابهاي خوب بغل بغل انگار با هم غريبه ايم كاش من و تو مي فهميديم اومدني رفتني يه تقصير اين قصه ها بود اونا اگه شب نبودن سپيده امروز با ما بود سقوط من در خودمه سقوط ما مثل منه ازروز به شب رسيدنه دشمني ها مصيبته سقوط ما مصيبته تقصير اين قصه ها بود اونا اگه شب نبودن سپيده امروز با ما بود كسي حرف من و انگار نمي فهمه مرده زنده خواب و بيدار نمي فهمه كسي تنهايي مو از من نمي دزده براي تنهايي خودم دلم ميسوزه `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.· چکاوک `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
عذاب تلخ باختنت
بگید بباره بارون دلم هواشو کرده بگید تموم شدم من بگید که بر نگرده بهش بگید شکستم بهش بگید بریدم نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم برهنه زیر بارون خراب و دربو داغون از آدما فراری از عاشقا گریزون بذار کسی نبینه غرور گریه هامو بذار کسی نفهمه غم تو خنده هامو یه داغ سخته سختم یه باغ بی درختم نفرین بگید به عمرم سیاه روز بختم
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد بقیه ی عکسا در ادامه مطالب...
بقیه عکسا در ادامه مطالب...
چشاي باروني من ديگه طاقت نداره بدونه تو حتي يه دفعه پلكهاش و رو هم بزاره OMiD¤«›-¤•.„.·´ هيچگاه کسی رو نا اميد نکن چون ممکنه اميد تنها چيزی باشه که اون داره...
دردی که دارو نداره به تو مرهمی نداره 𺰘¨ سللللللللللللللللللللللللللام 𺰘¨ وااااااااااااااااااااااااااااااااااي كه چقده خسته شدم 𺰘¨ 𺰘¨ 𺰘¨ و به شدت اعتياد آور ... 𺰘¨ من برم.راستي يه نظر بديد بد نيستا 𺰘¨ هرچند من كلبه ي تنهاييم رو واسه دل تنهاي خودم ساختم 𺰘¨ 𺰘¨ و اين اولين وبلاگمه تو سرتا سر عمرم¨˜°ºð 𺰘¨ ( 𺰘¨ ناگفته نمونه¨˜°ºð 𺰘¨ نظر شمام شرطه ...¨˜°ºð 𺰘¨ با آرزوي موفقيت واسه همه ي آدماي روي اين كري خاكي و عجيب ...
I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU عادت :
ღ♥ღ دیگه حتی دلم از دوری چشمات نمی گیرهღ♥ღ ღ♥ღ حتی اون گل های زیبای محبت بی نگاهت نمی میرهღ♥ღ ღ♥ღ دیگه قلبم مثل دریا آبی و صاف و زلال نیستღ♥ღ ღ♥ღ توی این دل ذره ایی مهر و وفا نیستღ♥ღ ღ♥ღ دیگه اسمت توی ذهنم آشنا نیستღ♥ღ ღ♥ღ دیگه فریاد سکوتم با صدایی همنوا نیست ღ♥ღ ღ♥ღ دیگه کوچه خو گرفته با صدای جای پایم روی برگ هاღ♥ღ ღ♥ღ منم و یه قلب تنها.ღ♥ღ کاشکی هیچ وقت قصه ی منو تو اغاز نمی شد
که ترانه هام همه با غصه هم ساز نمی شد
این دفعه عهدم و بستم که دیگه عاشق نمی شم
دیگه با هیچ ادمی هم دل و صادق نمی شم
منی که یه لحظه از قهر چشات می مردم
حیف غصه هایی که برای عشق خوردم سلام به کلبه ی تنهایی خودم خوب اینم از سارای قصه ی ما امد... اما دیر امد چون تو این چند روزه خیلی چیزا یاد گرفتم نمونش اینکه نباید الکی به کسی دل بست حالا هرچی بود تموم شد البته امیدوارم... از خدا می خوام کمکم کنه واسه سارای قصم آرزوی خوشبختی و موفقیت میکنم... و اما میخوام تو سایت چندتا آپ بزارم یا علی خوب اینم از امروز دارم میرم بخوابم امروزم از سارا خبری نشد گوشیش هنوز خاموشه فکر میکردم دوسم داره اما با این اوضاع فکرم اشتباه بوده اما شاید .......... بگزریم برم لالا به امید اون روز که همه ی عاشقا به هم برسن یا علی
در کلبه تنهایی من چیزی جز انتظار نیست . دیوار های کلبه ام دیگر واژه های انتظار را خوب نمی فهمند . پنجره کلبه ام به روح پاییزی عادت کرده است و می داند ، از اشکهایم می فهمد که انتظارم برای کیست . نیلوفر های کنار پنجره ام برای آمدنت دست دعا بلند کرده اند . کبوتر سفید بام کلبه ام می داند انتظار تو را می کشم . می رود تا شاید خبری را برایم بیاورد ولی هرگاه باز می گردد در چشمانش سنگینی غمی را حس می کنم ، چیزی نمی گوید و پر می کشد . می داند اگر بگوید خبری از مسافر تو نبود اشک هایم سرازیر می شوند . من به شقایق هایم آب نمی دهم آنها با اشکهایم پرورش یافتند . آسمان را خبر کردم که هرگاه پرتو های عشقت را به من تابیدی آفتابی شود ولی سالهاست که آسمان دهکده ام ابری است و می بارد . ای بهار زندگیم ! بیا ، بیا تا پنجره ام از من خسته نشده ، بیا تا گلهایم با من قهر نکرده اند . بیا تا کبوترم حرفی برای گفتن داشته باشد ، بیا تا آسمانم آفتابی باشد ، بیا و به این انتظار پایان ده . نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند سلام خیلی دلم گرفته جوری که بغض گلومو گرفته خونه تنهام کسی نیست که باحاش حرف بزنم اومدم کلبه ی تنهایی خودم میخوام حرف بزنم حرف اینکه چرا من اینقده تنهام چرا تا مییام به کسی دل ببندم جاش تنهایی نصیبم میشه میگن رسمه دنیا همینه لعننننننننننننت به این دوووووووونیا... 
سلام به همه ي عاشقا


سلام خدای مهربون ،خدایی که اون بالایی ،اون بالا توی آسمون
خدا منم منو نگا!انقدر دلم پره خدا،نمی دونم چی بهت بگم!می خوام بپرسم
می دونی من چی می کشم!خدا صدامو می شنوی؟ هر دفعه که داد میزنم!
هر دفعه که پشت سر هم اسمتو فریاد می زنم!خدا تو خوب گوش می کنی!
می دونی که من چی می گم؟ خدا دیگه تموم شده سهمیه صبر منم.خدا می بینی که منم!!!
منم که هر روز می شکنم. 
می خوام بیام پیش خودت ،خسته شدم از این زمین !راستی فرشته هات کجان؟
چرا به داد نمیرسن؟!
خدا منم منمو نگا!خدا صدامو می شنوی؟؟یا گم شدم تو بنده هات؟؟؟
آخر بگم دوست دارم.نگام بکن آره منم.منم که فریاد میزنم...!



ادامه مطلب

هنوزم بادبادكامون لبِ بومه
صداي پات مياد از اون سرِ دالون
ميگي خوبي چي چيه، وفا كدومه؟
بين ما هر چي بوده، تموم شده
عشقِ اين دوره چه بي دووم شده
دستِ سردت ميگه اون روزها گذشته
ديگه عشق و عاشقي از ما گذشته
ميگم آروم بشه دل، تنها بمونه
ميدونم دورهء اين حرفا گذشته
بينِ ما هرچي بوده تموم شده
عشقِ اين دوره چه بي دووم شده
دلم اندازهء اين ابرا گرفته
عشقِ تو خنده از اين لبها گرفته
چي بگم، هر چي بگم فايده نداره
غمِ عالم توي قلبم جا گرفته
بين ما هر چي بوده تموم شده
عشقِ اين دوره چه بي دووم شده
كسي كه زندگشو باخته تو نيستي
اون كه با رنگ و ريا ساخته تو نيستي
اون منم، تنهاترين تنهاي دنيا
اون كه خوب و بد نشناخته تو نيستي
بين ما هر چي بوده تموم شده
عشقِ اين دوره چه بي دووم شده
آدما از عشق هم دلگير ميشن
آدما رو عشقشون پا ميذارن
آدما آدمو تنها ميذارن
منو ديگه نميخواي خوب ميدونم
تو کتاب دلت اينو ميخونم
منو ديگه نميخواي خوب ميدونم
تو کتاب دلت اينو ميخونم
يادته اون عشق رسوا يادته
اون همه ديوونگي ها يادته
تو ميگفتي که گناه مقدسه
اول و آخر هر عشق هوسه
آدما آي آدماي روزگار
چي ميمونه از شماها يادگار
آدما آي آدماي روزگار
چي ميمونه از شماها يادگار
ديگه از بگو مگو خسته شدم
من از اون قلب دو رو خسته شدم
نميخواي بموني توي اين خونه
چشم تو دنبال چشماي اونه
همه حرفاي تو يک بهونه س
اون جهنمي که ميگن اين خونه س
همه حرفاي تو يک بهونه س
اون جهنمي که ميگن اين خونه س
اون که هر چی ابر دنیاست خونه داره تو چشاش
اون که ناچاره بخنده اما گریست خنده هاش
اون که تو شهرش غریبه با یه عالم آشنا
هیچ کدوم با ور نکردن غربت تلخ صداش
اون منم اون منم اون منم
بغضمو تو گلو می شکنم
دیروز من مثل امروز مثل فرداست
هر روز دستام سردو تنهاست دیروز امروز فردا
خیلی سخته
این تنهایی
بی فردایی
تنها موندن
تنها خوندن
تنها تنها تنها
اون که خیلی قصه داره رو لبای بی صداش
مونده فریادش تو سینه در نمی یاد از لباش
قد یه دنیا کتابه با یه عالم گفتنی
هر کدوم از غصه هاشو هر کدوم از قصه هاش
اون منم اون منم اون منم بغضمو تو گلوم می شکنم
اون که هر چی ابر دنیاست خونه داره تو چشاش
اون که ناچاره بخنده اما گریست خنده هاش
اون که تو شهرش غریبه با یه عالم آشنا
هیچ کدوم با ور نکردن غربت تلخ صداش
اون منم اون منم اون منم
بغضمو تو گلو می شکنم 
ادامه مطلب

چشم من بیا منو یاری بكن
گونه هام خشكیده شد ، كاری بكن
غیر گریه مگه كاری می شه كرد
كاری از ما نمی آد ، زاری بكن
اون كه رفته
،
دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت دل من گریه می خواد
هر چی دریا و زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
كاشكی می داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه كنن
اون كه رفته ، دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت ، دل من گریه می خواد
قصه ی گذشته های خوب من
خیلی
زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشك حسرت ببارم
دل هیچ كی مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا كه گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشكشو كم می آره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین كشیدن
همه جا رنگ سیاه
ماتمه
فرصت موندنمون خیلی كمه
اون كه رفته ، دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش كوره نمی بینه
زخم خنجرش می مونه تو سینه
لب بسته سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن آدم ها اینه
اون كه رفته دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت ، دل من گریه
می خواد
(داریوش)

ای که بيتو خودمو تکو تنها ميبينم هرجاکه پاميذارم تو رو اونجا ميبينم
يادمه چشمای تو پردرد و غصه بود قصه غربت تو قدر صد تا غصه بود
توبرام خورشيدبودی توی اين دنيای سرد
گونه های خيسم دستای تو پاک ميکرد
چرا بی صدا شده لب قصه گوی تو

ضيافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق … برای گم شدن دريا
چه اميدی به اين ساحل ….. خوشا فرياد زير آب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن …. خوشا از عاشقی مردن
مرا ياراي بودن نيست …. تو ياري كن مرا اي يار
تو ای خاتون خواب من … من پربسته را در ياب
مرا همخانه کن تا صبح …نوازش کن مرا تا صبح
هميشه خواب تو ديدن دليل بودن من بود
چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود
ضيافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق … برای گم شدن دريا
نه از دور و نه از نزديك …. تو از خواب آمدي اي عشق
خوشا خود سوزي عاشق ….. مرا آتش زدي اي عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن …. خوشا از عاشقی مردن 
اهل طاعوني ي اين قبيله ي مشرقي ام
رختم از تاوله تن پوش تو از پوست پلنگ
تو به فكر جنگل آهن و آسمون خراش
تن ما تشنه ترين تشنه ي يك قطره ي آب
شهر تو شهر قشنگ
تن تو مثل تبر
بوي گندم مال من هر چي كه دارم مال تو
تو آخه مسافري خون رگ اين جا منم
بوي گندم مال من هر چي كه دارم مال تو
بوی خوب گندم از آلبوم چشم من
بي همگان به سر شود بي تو به سر نشود
بغض دوباره ديدن ات هست و بدر نمي شود
صبوري و تحمل ات هميشه پشت شيشه ها
صبور خوب خانگي شريك ضجه هاي من
بي همگان به سر شود بي تو به سر نشود
هميشگي ترين من لاله ي نازنين من
داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود 

سواري اين ور نمي آد
ابر زمستون نمي آد
دشنه ي ما شعر و غزل
خوبي ي ما دشمني يه
تقصير اين دشمن ها بود
مرگ روزهاي بچگي
تقصير اين دشمنها بود
درد ما رو در و ديوار نمي فهمه
قلب امروز ي من خالي تر از ديروزه 

کـجــاي ايـن جــنـگـل شــب 
پنهون مي شي خورشيدکم
پشـت کدوم ســد ســکـوت
پـر مـي کــشــي چــکـاوکم
چرا بـه من شک مي کنی
مـن کـه مـنـــم بـرای تــو
لبـریـزم از عـشــق تــو و
سـرشــارم از هــوای تــو
دسـت کدوم غزل بـدم
نـبــض دل عـاشـقـمـو
پشت کدوم بهانه باز
پنهون کنم هق هقـمو
گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن
سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگه منه
راهییه این سفر نشو
نزار که عشق من وتو
اینجا به اخر برسه
بری تو و مرگ منم
رفتن تو سر برسه
گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن
نـوازشــم کــن و بـبـیــن
عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
غنچه می دن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو
دریـــای پــر تـلاطــمــم
گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

که پیش از این ؟ که هم اکنون ؟ که بعد از این ؟ که هنوز ؟
و با چه قید بگویم که
دوستت دارم ؟
که تا ابد ؟ که همیشه ؟ که جاودان ؟ که هنوز ؟ ...

چند ترانه يكي از به ياد ماندنيترين آلبوم هاي داريوش(گل بيتا) :
شيرين من تلخي نكن با عاشق
تموم ميشن گم ميشن اين دقايق
دنياي ما مال من و تو اين نيست
رو كوه ديگه فرهاد كوه كني نيست
يه روزي مياد كه نميدونيم كي هستيم
يار كي بوديم و عشق كي بوديم و چي هستيم
شيرين شيرينم واسه تو شدم يه فرهاد
شيرين شيرينم نده زندگيمو بر باد
نده زندگيمو بر باد نده زندگيمو بر باد
من نميگم فرهاد كوه كنم من
تيشه به كوهها كه نميزنم من
عاشق تو بي تو به كوه نميره
وقتي نباشي تو خودش ميميره
------`·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی
که صورتگری را نبود این چنینی
پریزاد عشقو مه آسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی، چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب
تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی
تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاری از اون لحظه ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به پایت شکستم
تو از این شکستن خبرداری یا نه
هنوز شور عشقو به سر داری یا نه
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
------`·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
... `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
نه پای رفتن نه تاب ماندن چگونه گویم درخت خشكم
عـجـب نـباشـد اگر تبرزن طـمـع بـبـندد در اسـتـخـوانم
در این جـهـنم گل بـهـشـتی چگونـه روید چگـونـه بـوید
من ای بهاران ز ابر نیسان چه بهره گیرم كه خود خزانم
... `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
... `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
صدای حق را سكوت باطل در آن دل شب چنان فرو كشت
كه تا قیامت در این مصیبت گلو فشاند غم نهانم
كبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نیست
كه تا پیامی به خط جانان ز پای آنان فرو ستانم
...ز بال آنان فرو ستانم
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
.... `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
آه ای دیار دور ای سرزمین كودكی من
خورشید سرد مغرب بر من حرام باد تا آفتاب توست بر آفاق باورم
من نقش خوش را همه جا در تو دیده ام
تا چشم بر تو دارم در خویش ننگرم
ای ملك بی غروب ای مرز و بوم پیر جوانبختی
ای آشیان کهنه سیمرغ یک روز ناگهان
چون چشم من از پنجره افتد به آسمان
مبینم آفتاب تو در برابرم
... `·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
سفینه دل نشسته در گل
چراغ ساحل نمی درخشد
در این سیاهی سپیده ای کو
که چشم حسرت در او نشانم
الا خدایا گره گشایا به چاره جویی مرا مدد کن
بود که بر خود دری گشایم غم درون را برون کشانم
کبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نیست
که تا پیامی ز خط جانان ز پای آنان فرو ستانم
ز پــای آنان فرو ستانم
کهن دیارا دیار یارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم وگر بمانم کجا بمانم
کهن دیارا دیار یارا
کهن دیارا دیار یارا
کهن دیارا دیار یارا
به عزم رفتن دل از تو کندم
ولی جز این راه وطن گزیدن
نمی توانم نمی توانم
-------`·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
یاران زه چه رو رشته الفت بگسستند
عهدی که روا بود دگر باره نبستند
آن مردمکان از سر اندیشه ندیدند
که این بی خردان حرمت انسان بشکستند
ما را دگر از تعنه دشمن گله ای نیست
که آن عهد که بستیم رفیقان بشکستند
افسوس همه سلسله داران بغنودند
آن یکه سواران همه از پا بنشستند
ای قافله سالار کجائی که ببینی
دزدان همگی همره این قافله هستند
دردا در گنجینه بماران بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
دردا در گنجینه بماران بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
افسوس که کاشانه به دشمن بسپردند
آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند
افسوس که کاشانه به دشمن بسپردند
آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند
افسوس همه سلسله داران بغنودند
وان یکه سواران همه از پا بنشستند
ای قافله سالار کجائی که ببینی
دزدان همگی همره این قافله هستند
دردا در گنجینه به ما را بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
دردا در گنجینه به ما را بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
-------`·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
من و تو در گذر تند باد حادثه ها
هزار مرتبه اوج و حضيض ديده ايم
مپوش چشم اميد از وطن
که ما زين بيش به عمر خويش چه ضد و نقيض ها ديدم
...`·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
نگفتمت تنها مرو شب در کمين نشسته
سيمای عمر آزاده را غم بر جبين نشسته
نگفتمت با من بيا تا سرزمين خورشيد
که رنگ غم بر قامت اين سرزمين نشسته
نگفتمت که ظلمت بر جاده ها نشسته
صد پيچ کاروان کش تا شهر ما نشسته
رفتی و به راه مانده ای در شب سياه مانده ای
رفتی و به راه مانده ای در شب سياه مانده ای
...`·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
آماده شو ای همسفر که بر خطر بار دگر پا بنهيم
به يکدگر باردگر دست دل و يگانگيها بدهيم
کن رها بازوی دربند مرا پای دربند دماوند مرا
خيز و چيره شو بر خطر فکر چاره کن همسفر
...`·.„.•¤‹»Ãl24$]-[ & $4l24«›-¤•.„.·´
همت کن و از عزم خود ياری طلب که پشت شب ميشکند
که جلوه خورشيد ما خلاص شفع زخانه بيرون فکند
کن رها بازوی دربند مرا پای دربند دماوند مرا
خيز و چيره شو بر خطر فکر چاره کن همسفر






من بی تو یه ناتمومم 
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو ،نذار بمونم
من بی تو ،نه نمی تونم
ای عشق راه دورمن
شکست دل مغرور من
حادثه رفتن تو بود
مهم نبود غرور من
مهم نبود شکستنم
به پای تو نشستنم 
مهم تو بودی عشق من
نه قصه ی دل بستنم
جای تو آغوش منه 
این معنی دوست داشتنه
رفتی و خاطرات تو 
قلبم و آتیش می زنه
اشکام به وقت رفتنت

ارزشش و داشت عشق من
معجزه ی شناختنت
مهم نبوده سوختنم
دور از تو پرپر زدنم
به افتخار عشق تو
می گم که بازنده منم
من بی تو یه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو ،نه نمی تونم
من بی تو یه بی نشونم
من بی تو رو به جنونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو نه نمی تونم





در بهاري روشن از امواج نور
در زمستاني غبار آلود ودود
یا خزاني خالي از فريادو شور
مرگ من روزي فراخواهد رسيد
روزي از اين تلخ و شيرين روزها
روز پوچي همچون روزهاي دگر
سايه از امروز ها و ديروز ها
ادامه مطلب

ای اشک !
چرا در چشمان من خانه کرده ئی؟
چرا چرا زتو میپرسم ای اشک
آیا عاشق هستی ؟
میگوئی نه
آیا به دل رنجی داری ؟
میگوئی نه صبر پناهم است 
آیا عیبی داری ؟
میگوئی نه بی عیب خدا هست
پس چرا همیشه مانند قطرهء باران از چشمانم سرازیر میشوی
آه کشیده گفت 
ترس از همه چیز دنیا دارم و بس


منتظرتم گلم








عقل گفت كه دشوارتر
از مردن چيست
عشق فرمود فراق از

همه دشوارتر است

ادامه مطلب






بي تو ميميرم 




بي تو در خلوت شب ناله مي كرد دل من



با هر ترانه از تو خوندن گريه ميكرد دل من



ديگه تنها تر از اين نمي شه باشم ميدوني



سخته برام از تو جدا شم ميدوني



به دلم وعده دادم كه چشات ماله منه


به خدا دوست دارم اين ديگه حرفه آخره



گريه و غم واي چه سخته براي من بي تو مي ميرم



دونه دونه اشكاي من مثه بارونن بي تو مي بارن



چشاي من انگار فقط تو رو مي بينن بي تو ميميرن



گريه نكن همين چه زيباست آخره قصه خدانگهدار




خدانگهدار ...












تقدیم به بهترین مونس تنهایهایم سارا






پاییز را دوست دارم...
بخاطر غریب و بی صدا آمدنش
بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش
بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش
بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر پیاده روی های شبانه ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
بخاطر معصومیت کودکی ام
بخاطر نشاط نوجوانی ام
بخاطر تنهایی جوانی ام
بخاطر اولین نفس هایم
بخاطر اولین گریه هایم
بخاطر اولین خنده هایم
بخاطر دوباره متولد شدن
بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر
بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه
بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه
بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش
پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز
و من عاشقانه پاییز را دوست دارم...

کجایی ای یار قدیمی دیگه نیستی تا ببینی 
ببینی دلم شکسته جای تو غریب نشسته
مگه قول نداده بودی یه عمری پیشم بمونی
این رسم وفا نیست دل شکستن که گناه نیست
اما تو دل نه شکستی زدی قلبمو شکستی

نمی خوام بگم بمونی اینو گفتم تا بدونی
رنگین کمان من یه رنگه زندگی بی تو یه رنجه
مرهم قلبهای خسته جای تو غربت نشسته
یادت باشه رنگین کمان پاداشه کسی
است که تا آخرین قطر زیر بارون بمونه



درعمق چشمان تو چه می گذرد,توکه روحی به وسعت دریا داری
توکه دردوردستها هم مرا ازدعای خیرت بی نصیب نمیگذاری 

توکه درکنارت معنای زندگی را فهمیدم. 

بایاد تو عاشق بودن راچشیدم.
باتوعاشق بودن را تجربه کردم, پیشانی به خاک وفای تو ساییدم 
وباتو خوشبختی را احساس کردم

![]()
¨¨˜°ºð
¨˜°ºð
سارا كجايي كه ببيني آرشت داره از خستگي
پر ميزنه![]()
![]()
¨˜°ºð
اينترنت واقعا دنياي عجيبييه
و در عين حال جذابه¨˜°ºð![]()
¨˜°ºð
¨˜°ºð
¨˜°ºð
يه سه روزي ميشه كار وبلاگ ساختن رو شروع كردم
¨˜°ºð
يعني بشدت تازه كارم
)¨˜°ºð
¨˜°ºð
`·.„.•¤‹»
يا علي
«›-¤•.„.·´ 








در سراشیبی تقدیر
نام مرا
با نام تو تشنه کرده اند
و رفتنت را
بر دلم داغ نهاده اند
دریغ
از دریایی که در چشمهایت نشسته است
بی آنکه بخواهد
آیینه ها را آبی ببیند
یادگار ردپای انتظارت آمدنت را دریاب
که تکرار آبی ترین زلال ها
در پیوسته ترین اشتیاق های رسیده ی ابدیت
تو را تداعی می کند
برو به فکر من نباش
برو به پای من نسوز
برو به فکر من نباش
من یه جوری سر میکنم
زندگی رو با سختیاش........ا
با که درددل کنم؟
با کسی که پرنده بود برام؟
با کسی که اشیانه بود
دلم به چه خوش بود
کاشکی پرنده پر نداشت
از پریدن خبر نداشت
درخت باغ آرزوش
دغدغه تبر نداشت








![]()
![]()
- ––––•(-• 


I LOVE YOU




I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU 
I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU

I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU I LOVE YOU 

هرگز نخواستم که تورو
با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم
یه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
انقدر ظریفی که با یک
نگاه هرزه می شکنی
اما تو خلوت خودم
تنها فقط ماله منی
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
ترسم اینه که رو تنت
جای نگاهم بمونه
یا روی تیشه ی چسات
قبار آهم بمونه
تو پاک و ساده مثل خواب
حتی با بوسه می شکنی
شکل همه آرزوهام
تجسم خواب منی
حتی با این که هیچ کس
مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آینه چشام
حقیرِ لایق تو نیست
حقیرِ لایق تو نیست
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
هرگز نخواستم که تورو
با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم
یه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
ترسم اینه که رو تنت
جای نگاهم بمونه
یا روی تیشه ی چسات
قبار آهم بمونه
تو پاک و ساده مثل خواب
حتی با بوسه می شکنی
شکل همه آرزوهام
تجسم خواب منی
حتی با این که هیچ کس
مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آینه چشام
حقیرِ لایق تو نیست
حقیرِ لایق تو نیست
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

´ 

![]()
![]()
![]()



![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


عشقم سارا
وقتی یادت به سرم میزنه گریه م میگیره
آرم آرم دل تنگم داره بی تو میمیره
یار محبوب قشنگم من فراموشت نکردم



مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم 

من که موندم به پای تو
این همه ترانه خوندم برای تو
بگو چرا من و تنها گذاشتی
مگه تو دوستم نداشتی

باران ببار
که دلم

هوای یارم 
کرده است ...


![]()

دوستون دارم


| پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ |





سارام دوست دارم عزیزم

اگه دوستت نداشتم عکست روتو قاب چشمام روی دیوارقلبم نمی زدم.
دوستت دارم





